
یادگیری واژههای مهم انگلیسی وقتی هدفمند و منظم باشد، خیلی سریعتر نتیجه میدهد. مجموعه معروف ۵۰۴ واژه ضروری یکی از منابع کاربردی برای تقویت دایره لغات است و بسیاری از زبانآموزان برای تقویت مهارت خواندن و درک مطلب از آن استفاده میکنند.
در این مطلب از درس ۲۶ لغات ۵۰۴ به بررسی واژه Venture میپردازیم.
معنی و تلفظ
کلمه: Venture
تلفظ: /ˈventʃər/ – وِنچِر
معنی: سرمایهگذاری پرریسک، اقدام جسورانه؛ ریسک کردن
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Venture
کلمه Venture به کاری گفته میشود که با ریسک همراه است؛ بهخصوص در زمینه مالی یا تجاری. این واژه هم بهصورت اسم و هم بهصورت فعل به کار میرود.
اسم (Noun): به معنی یک فعالیت یا سرمایهگذاری پرخطر
فعل (Verb): به معنی ریسک کردن یا جسارت انجام کاری را داشتن
معمولاً این کلمه در زمینه تجارت، کارآفرینی، یا حتی موقعیتهای شخصی که نیاز به شجاعت دارند استفاده میشود.
چند نکته مهم درباره Venture
تفاوت Venture و Risk:
Risk بیشتر به «خطر» اشاره دارد، اما Venture معمولاً به خودِ اقدام یا پروژهای گفته میشود که با ریسک همراه است.
کاربرد در تجارت:
عبارتهایی مثل business venture یا joint venture بسیار رایج هستند.
کاربرد فعلی:
وقتی بهصورت فعل استفاده شود، معمولاً با into یا to همراه میشود.
مثال: venture into a new market
کاربردهای کلمه Venture در جمله
مثال ۱ (اسم):
He started a new business venture last year.
او سال گذشته یک سرمایهگذاری تجاری جدید را آغاز کرد.
مثال ۲ (اسم):
The project was a risky venture.
آن پروژه یک اقدام پرریسک بود.
مثال ۳ (فعل):
She decided to venture into the fashion industry.
او تصمیم گرفت وارد صنعت مد شود.
مثال ۴ (فعل):
They ventured to invest all their savings.
آنها جرئت کردند تمام پسانداز خود را سرمایهگذاری کنند.
مثال ۵:
The company is planning an overseas venture.
شرکت در حال برنامهریزی برای یک سرمایهگذاری خارجی است.
مثال ۶:
Few people venture outside at night in that area.
در آن منطقه افراد کمی شبها جرئت بیرون رفتن دارند.
مثال ۷:
This restaurant is his latest venture.
این رستوران جدیدترین پروژه تجاری اوست.
مثال ۸:
He didn’t venture an opinion during the meeting.
او در جلسه جرئت نکرد نظری بدهد.
مثال ۹:
The two companies formed a joint venture.
دو شرکت یک مشارکت تجاری مشترک تشکیل دادند.
مثال ۱۰:
She ventured into writing novels after retirement.
او پس از بازنشستگی وارد نویسندگی رمان شد.
مترادفها (Synonyms)
Enterprise – فعالیت تجاری
Undertaking – اقدام
Risk – خطر
Speculation – سرمایهگذاری پرریسک
متضادها (Antonyms)
Safety – امنیت
Certainty – قطعیت
Security – اطمینان
آزمون کلمه Venture
جای خالی را با گزینه صحیح پر کنید.
- He started a new business ______ last month.
a) venture
b) failure
c) delay
d) accident - She didn’t ______ to speak in front of the large audience.
a) manage
b) venture
c) avoid
d) refuse - The investment was considered too ______ for beginners.
a) safe
b) simple
c) risky
d) calm - They formed a joint ______ to expand their market.
a) company
b) venture
c) market
d) branch - Few tourists ______ into that dangerous area.
a) travel
b) venture
c) relax
d) wait - The new project turned out to be a great ______.
a) success
b) silence
c) rest
d) damage - He was afraid to take the ______ of losing money.
a) risk
b) comfort
c) benefit
d) prize - This startup is her latest business ______.
a) venture
b) vacation
c) hobby
d) lesson - Investors look for profitable ______ opportunities.
a) safety
b) venture
c) accident
d) routine - She refused to ______ an opinion about the issue.
a) hide
b) venture
c) borrow
d) close
پاسخنامه آزمون
- a
- b
- c
- b
- b
- a
- a
- a
- b
- b
جمعبندی
Venture به اقدامی گفته میشود که با ریسک همراه است؛ بهویژه در زمینههای تجاری و سرمایهگذاری. این واژه هم بهصورت اسم و هم فعل کاربرد دارد و در ترکیباتی مانند business venture و joint venture بسیار رایج است. یادگیری این کلمه برای افرادی که به حوزه تجارت، کارآفرینی یا متون اقتصادی علاقه دارند بسیار کاربردی خواهد بود.


