
گسترش دایره لغات یکی از پایههای اصلی تقویت زبان انگلیسی است. مجموعه ۵۰۴ واژه ضروری به زبانآموزان کمک میکند مهمترین و کاربردیترین لغات را بهصورت هدفمند یاد بگیرند و در مکالمه و نوشتار به کار ببرند.
در این مطلب از درس ۲۳ لغات ۵۰۴ به سراغ کلمه Rarely میرویم. این واژه در مکالمات روزمره بسیار کاربردی است و برای بیان «بهندرت» یا «خیلی کم» استفاده میشود. اگر در حال مطالعه این درس هستید، یادگیری دقیق rarely کمک میکند جملات طبیعیتر و حرفهایتری بسازید.
معنی و تلفظ
کلمه: Rarely
تلفظ: /ˈrer.li/ – رِرلی
معنی: بهندرت، بهسختی، خیلی کم
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Rarely
کلمه Rarely یک قید (Adverb) است و برای بیان کم بودن تعداد دفعات انجام یک کار یا وقوع یک اتفاق استفاده میشود.
وقتی میخواهیم بگوییم چیزی تقریباً اتفاق نمیافتد یا خیلی کم رخ میدهد، از rarely استفاده میکنیم.
مثلاً:
I rarely drink coffee.
من بهندرت قهوه مینوشم.
نکته مهم: rarely فقط قید است و بهعنوان اسم یا فعل استفاده نمیشود.
چند نکته مهم درباره Rarely
جایگاه rarely در جمله
معمولاً قبل از فعل اصلی میآید:
She rarely goes out at night.
اگر فعل کمکی داشته باشیم، rarely بعد از آن میآید:
He has rarely complained about his job.
تفاوت Rarely با Seldom و Hardly ever
- Rarely: بهندرت
- Seldom: رسمیتر از rarely و به معنی بهندرت
- Hardly ever: تقریباً هیچوقت
هر سه نزدیک به هم هستند، اما hardly ever تأکید بیشتری بر «تقریباً هرگز» دارد.
کاربردهای کلمه Rarely در جمله
Example 1:
I rarely watch television.
من بهندرت تلویزیون تماشا میکنم.
Example 2:
She rarely makes mistakes.
او بهندرت اشتباه میکند.
Example 3:
We rarely see him these days.
این روزها بهندرت او را میبینیم.
Example 4:
He rarely talks about his personal life.
او بهندرت درباره زندگی شخصیاش صحبت میکند.
Example 5:
They rarely travel in winter.
آنها بهندرت در زمستان سفر میکنند.
Example 6:
I rarely eat fast food.
من خیلی کم فستفود میخورم.
Example 7:
The bus rarely arrives on time.
اتوبوس بهندرت سر وقت میرسد.
Example 8:
She rarely complains about anything.
او بهندرت از چیزی شکایت میکند.
Example 9:
He rarely forgets important dates.
او بهندرت تاریخهای مهم را فراموش میکند.
Example 10:
We rarely have problems with this system.
ما بهندرت با این سیستم مشکل داریم.
مترادفها (Synonyms)
Seldom – بهندرت
Hardly ever – تقریباً هیچوقت
Infrequently – بهصورت غیرمکرر
Occasionally – گاهی (فاصله بیشتر با rarely دارد)
متضادها (Antonyms)
Often – اغلب
Frequently – مکرراً
Usually – معمولاً
Regularly – بهطور منظم
آزمون کلمه Rarely
جای خالی را با گزینه صحیح پر کنید.
- I ______ eat sweets because I am on a diet.
a) often
b) rarely
c) always
d) usually - She ______ visits her grandparents; maybe once a year.
a) rarely
b) frequently
c) daily
d) regularly - He ______ goes to the gym; he prefers staying at home.
a) always
b) often
c) rarely
d) usually - We see him very little. He ______ comes to meetings.
a) frequently
b) rarely
c) normally
d) regularly - She drinks coffee every morning. She ______ skips it.
a) rarely
b) usually
c) often
d) always - They ______ travel abroad because it is expensive.
a) rarely
b) often
c) regularly
d) always - I almost never watch horror movies. I ______ watch them.
a) frequently
b) rarely
c) usually
d) always - He is very punctual and ______ arrives late.
a) often
b) rarely
c) usually
d) frequently - She talks to him every day. She ______ ignores him.
a) often
b) rarely
c) normally
d) regularly - The teacher ______ gives homework; only once a month.
a) usually
b) often
c) rarely
d) always
پاسخنامه آزمون
- b
- a
- c
- b
- a
- a
- b
- b
- b
- c
جمعبندی
کلمه Rarely به معنی «بهندرت» است و برای بیان کم بودن دفعات انجام یک کار استفاده میشود. این واژه یکی از قیدهای پرکاربرد در مکالمه روزمره است و دانستن آن کمک میکند بتوانید میزان تکرار یک عمل را دقیق و طبیعی بیان کنید. تسلط بر این کلمه در درس ۲۲ لغات ۵۰۴ به شما کمک میکند جملات حرفهایتر و دقیقتری بسازید.


