
یادگیری لغات ضروری انگلیسی باعث تقویت تواناییهای مکالمه و نوشتار میشود و درک بهتر متون را ممکن میسازد. مجموعه معتبر ۵۰۴ واژه ضروری، منبعی ارزشمند برای یادگیری لغات کاربردی است که به شکل سیستماتیک و هدفمند طراحی شده است. برای اطلاعات بیشتر درباره مجموعه میتوانید به ۵۰۴ واژه ضروری مراجعه کنید.
در این مطلب از درس ۲۳ لغات ۵۰۴ به بررسی کلمه Partial میپردازیم. این واژه بیشتر به معنی «نسبی» یا «غیر کامل» است و در موقعیتهای مختلفی مانند توصیف کارها، دیدگاهها و احساسات به کار میرود.
معنی و تلفظ
کلمه: Partial
تلفظ: پارشال
معنی: نسبی، غیر کامل، جانبدارانه
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Partial
کلمه Partial به موارد زیر اشاره دارد:
- غیر کامل یا نسبی: چیزی که کامل نیست یا فقط بخشی از یک کل است.
- جانبدار یا علاقهمند: وقتی کسی به چیزی تمایل یا علاقه خاص دارد.
این واژه معمولاً به عنوان صفت (Adjective) استفاده میشود و کاربرد زیادی در مکالمات روزمره، متون تحصیلی و رسمی دارد.
چند نکته مهم درباره Partial
تفاوت Partial و Complete
- Partial به معنای نسبی یا ناکامل است.
- Complete به معنای کامل و بدون کمبود است.
اصطلاحات رایج
- Partial success: موفقیت نسبی
- Partial payment: پرداخت جزئی
- Partial view: دید محدود یا جزئی
- Partial to someone/something: علاقهمند به کسی یا چیزی
کاربردهای کلمه Partial در جمله
مثال ۱:
The project was only a partial success.
این پروژه فقط موفقیت نسبی داشت.
مثال ۲:
He has a partial view of the situation.
او دیدگاهی جزئی از وضعیت دارد.
مثال ۳:
The teacher is partial to students who work hard.
معلم به دانشآموزانی که سخت کار میکنند علاقه خاصی دارد.
مثال ۴:
We made a partial payment for the furniture.
ما بخشی از مبلغ مبلمان را پرداخت کردیم.
مثال ۵:
She gave a partial explanation, leaving some details out.
او توضیحی جزئی داد و برخی جزئیات را نیاورد.
مثال ۶:
The medicine provided only partial relief from the pain.
دارو فقط تسکین نسبی درد را فراهم کرد.
مثال ۷:
He is partial to chocolate desserts.
او به دسرهای شکلاتی علاقهمند است.
مثال ۸:
The report offers a partial overview of the market trends.
گزارش نمای کلی جزئی از روند بازار ارائه میدهد.
مثال ۹:
Partial attendance is allowed for this seminar.
شرکت جزئی در این سمینار مجاز است.
مثال ۱۰:
The law provides partial protection to small businesses.
قانون حمایت نسبی از کسبوکارهای کوچک فراهم میکند.
مترادفها (Synonyms)
Incomplete – ناقص
Limited – محدود
Biased – جانبدار
Fractional – جزئی
متضادها (Antonyms)
Complete – کامل
Unbiased – بیطرف
Total – تمام
Whole – کامل
آزمون کلمه Partial
جای خالی را با گزینه صحیح پر کنید.
- The solution offered only a ______ relief to the problem.
a) total
b) partial
c) absolute
d) complete - The teacher seems ______ to students who participate actively.
a) partial
b) indifferent
c) neutral
d) unbiased - They made a ______ payment for the service.
a) partial
b) full
c) unlimited
d) total - He has only a ______ understanding of the topic.
a) partial
b) complete
c) thorough
d) perfect - The report provides a ______ view of the issue.
a) comprehensive
b) partial
c) full
d) detailed - She is not ______ to any political party.
a) partial
b) biased
c) committed
d) loyal - The medicine gave him only ______ relief from his symptoms.
a) partial
b) complete
c) total
d) absolute - The court provided ______ protection to the workers.
a) partial
b) full
c) total
d) entire - He has a ______ity for classical music.
a) partial
b) complete
c) total
d) full - Only a ______ number of students attended the lecture.
a) partial
b) full
c) entire
d) complete
پاسخنامه آزمون
- b
- a
- a
- a
- b
- b
- a
- a
- a
- a
جمعبندی
کلمه Partial به معنای «نسبی»، «غیر کامل» یا «جانبدار» است و در توصیف وضعیتها، پرداختها، علاقهمندیها و دیدگاهها کاربرد دارد. یادگیری این واژه در درس ۲۳ لغات ۵۰۴ باعث میشود بتوانید جملات دقیقتر و طبیعیتری بسازید و مفاهیم جزئی یا ناقص را به راحتی بیان کنید.


