
یادگیری واژههای مهم زبان انگلیسی نقش بسیار مهمی در تقویت مهارتهای زبانی دارد. یکی از منابع پرکاربرد برای افزایش دایره لغات، مجموعهی ۵۰۴ واژه ضروری است که به زبانآموزان کمک میکند واژههای کلیدی را بهصورت اصولی یاد بگیرند و در مکالمات و متون رسمی از آنها استفاده کنند.
در این مطلب از درس ۲۵ لغات ۵۰۴ به بررسی واژه Matrimony میپردازیم.
همچنین برای دسترسی به مجموعه کامل ۵۰۴ واژه ضروری میتوانید به عدد ۵۰۴ مراجعه کنید.
معنی و تلفظ
کلمه: Matrimony
تلفظ: /ˈmætrəˌmoʊni/ – مَتـرِمُنی
معنی: ازدواج، پیوند زناشویی (معمولاً در کاربرد رسمی یا مذهبی)
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Matrimony
Matrimony به معنای «وضعیت یا حالت ازدواج» است و بیشتر در زبان رسمی، حقوقی و مذهبی استفاده میشود. این واژه به خود مراسم ازدواج اشاره ندارد، بلکه به رابطه قانونی و رسمی میان زن و شوهر اشاره میکند.
این کلمه یک اسم (Noun) است و شکل فعل یا صفت رایج ندارد.
چند نکته مهم درباره Matrimony
تفاوت Matrimony و Marriage:
هر دو به معنای ازدواج هستند، اما Marriage کاربرد عمومیتری دارد. Matrimony رسمیتر است و بیشتر در اسناد حقوقی یا مراسم مذهبی شنیده میشود.
کاربرد رسمی:
در دادگاهها، قراردادهای قانونی و متون کلیسایی یا مذهبی بیشتر از Matrimony استفاده میشود.
عبارت رایج:
Holy matrimony → ازدواج مقدس
کاربردهای کلمه Matrimony در جمله
مثال ۱:
They entered into matrimony after five years of friendship.
آنها پس از پنج سال دوستی وارد زندگی زناشویی شدند.
مثال ۲:
The priest spoke about the value of matrimony.
کشیش درباره ارزش ازدواج صحبت کرد.
مثال ۳:
Their matrimony lasted more than forty years.
زندگی زناشویی آنها بیش از چهل سال ادامه داشت.
مثال ۴:
Matrimony requires patience and understanding.
ازدواج نیازمند صبر و درک متقابل است.
مثال ۵:
The couple decided to end their matrimony peacefully.
این زوج تصمیم گرفتند زندگی زناشویی خود را بهصورت مسالمتآمیز پایان دهند.
مثال ۶:
In some cultures, matrimony is considered a sacred bond.
در برخی فرهنگها، ازدواج پیوندی مقدس محسوب میشود.
مثال ۷:
Financial stability can strengthen matrimony.
ثبات مالی میتواند زندگی زناشویی را تقویت کند.
مثال ۸:
They celebrated twenty years of matrimony.
آنها بیست سال زندگی مشترک خود را جشن گرفتند.
مثال ۹:
Respect is the foundation of successful matrimony.
احترام پایهی یک ازدواج موفق است.
مثال ۱۰:
The ceremony marked the beginning of their matrimony.
این مراسم آغاز زندگی مشترک آنها را رقم زد.
مترادفها (Synonyms)
Marriage – ازدواج
Wedlock – زندگی زناشویی
Union – اتحاد
Holy union – پیوند مقدس
متضادها (Antonyms)
Divorce – طلاق
Separation – جدایی
Singlehood – مجرد بودن
آزمون کلمه Matrimony
جای خالی را با گزینهی صحیح پر کنید.
- They lived happily in ______ for many years.
a) divorce
b) matrimony
c) argument
d) freedom - The end of their marriage resulted in ______.
a) celebration
b) matrimony
c) divorce
d) unity - The priest blessed their ______ during the ceremony.
a) matrimony
b) separation
c) business
d) friendship - Respect and trust are essential for successful ______.
a) competition
b) matrimony
c) travel
d) independence - After years of conflict, they chose ______ instead of staying together.
a) matrimony
b) divorce
c) unity
d) harmony - In many traditions, ______ is seen as a sacred bond.
a) argument
b) matrimony
c) loneliness
d) debate - They celebrated ten years of ______.
a) matrimony
b) separation
c) conflict
d) rivalry - The legal contract marked the beginning of their ______.
a) business
b) matrimony
c) disagreement
d) protest - The couple sought counseling to save their ______.
a) matrimony
b) vacation
c) job
d) hobby - Freedom from legal ties usually follows ______.
a) matrimony
b) unity
c) divorce
d) friendship
پاسخنامه آزمون
- b
- c
- a
- b
- b
- b
- a
- b
- a
- c
جمعبندی
کلمه Matrimony به معنای ازدواج و زندگی زناشویی است و بیشتر در متون رسمی، حقوقی و مذهبی استفاده میشود. اگر میخواهید در متون رسمیتر انگلیسی حرفهایتر به نظر برسید، آشنایی با این واژه بسیار کاربردی خواهد بود. یادگیری چنین لغاتی از مجموعه ۵۰۴ واژه ضروری میتواند دایره لغات شما را بهصورت هدفمند و اصولی تقویت کند.


