
یادگیری واژههای کاربردی انگلیسی نقش مهمی در افزایش مهارتهای گفتاری و نوشتاری دارد. یکی از مجموعههای شناختهشده در این زمینه، ۵۰۴ واژه ضروری است که به زبانآموزان کمک میکند دایره لغات خود را گسترش دهند و در موقعیتهای مختلف بهصورت مؤثر از آنها استفاده کنند.
در این درس، به بررسی کلمه Lubricate میپردازیم که در درس ۱۸ لغات ۵۰۴ معرفی شده است. برای مشاهده درس کامل و یادگیری تکنیکهای کاربردی، میتوانید به درس ۱۸ لغات ۵۰۴ مراجعه کنید.
معنی و تلفظ
کلمه: Lubricate
تلفظ: /ˈluː.brɪ.keɪt/ – لو-بریکِیت
معنی: روغنکاری کردن، روان کردن
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Lubricate
کلمه Lubricate به معنای کاهش اصطکاک بین دو سطح با استفاده از روغن یا ماده روانکننده است. این فعل بیشتر در صنایع، مکانیک و ماشینآلات بهکار میرود تا عملکرد بهتر دستگاهها تضمین شود و از سایش یا خرابی جلوگیری شود.
کاربرد کلمه Lubricate در جمله
مثال ۱:
You should lubricate the engine regularly to keep it running smoothly.
شما باید موتور را بهطور منظم روغنکاری کنید تا روان کار کند.
مثال ۲:
The technician lubricated the gears to prevent wear and tear.
تکنسین چرخدندهها را روغنکاری کرد تا از ساییدگی جلوگیری شود.
مثال ۳:
Lubricating the hinges made the door open quietly.
روغنکاری لولاها باعث شد در بهآرامی باز شود.
مثال ۴:
Some machines require special oils to lubricate moving parts.
برخی دستگاهها به روغنهای خاص برای روان کردن قطعات متحرک نیاز دارند.
مثال ۵:
The bicycle chain needs to be lubricated frequently.
زنجیر دوچرخه باید مرتباً روغنکاری شود.
مثال ۶:
Properly lubricated machinery lasts longer and works efficiently.
دستگاههایی که درست روغنکاری شدهاند، عمر طولانیتری دارند و عملکرد بهتری دارند.
مثال ۷:
Lubricate the sewing machine before starting a new project.
قبل از شروع پروژه جدید، چرخ خیاطی را روغنکاری کنید.
مثال ۸:
He lubricated the sliding door to reduce noise.
او در کشویی را روغنکاری کرد تا صدا کاهش یابد.
مثال ۹:
Lubricate the joints to ensure smooth motion.
اتصالات را روغنکاری کنید تا حرکت روان باشد.
مثال ۱۰:
The mechanic advised lubricating all moving parts of the car regularly.
مکانیک توصیه کرد همه قطعات متحرک خودرو را مرتباً روغنکاری کنید.
مترادفها (Synonyms)
- Oil – روغن زدن
- Grease – چرب کردن
- Smooth – روان کردن
- Moisturize – نرم کردن (در برخی موارد خاص)
متضادها (Antonyms)
- Dry – خشک کردن
- Friction – ایجاد اصطکاک
- Rust – زنگ زدن
آزمون کلمه Lubricate
جای خالیها را با گزینه صحیح پر کنید:
- To prevent the machine from seizing, you should ______ it regularly.
a) lubricate
b) dry
c) paint
d) tighten - The cyclist lubricated the chain to make pedaling easier.
a) lubricated
b) ignored
c) cleaned
d) broke - A well-maintained door moves smoothly because it has been ______.
a) lubricated
b) painted
c) locked
d) rusty - Before the inspection, the technician had to ______ all engine parts.
a) lubricate
b) dismantle
c) scratch
d) clean - Without proper care, metal tools will ______ and become hard to use.
a) rust
b) lubricate
c) polish
d) tighten - He used oil to ______ the hinges of the old cabinet.
a) lubricate
b) tighten
c) remove
d) break - Regularly ______ the moving parts of machinery improves efficiency.
a) lubricating
b) cleaning
c) painting
d) tightening - Some industrial equipment needs special fluids to ______ components.
a) lubricate
b) freeze
c) dry
d) hammer - Neglecting to ______ mechanical parts can lead to costly repairs.
a) lubricate
b) decorate
c) tighten
d) remove - The manual explains how to properly ______ the car’s engine.
a) lubricate
b) wash
c) lock
d) polish
پاسخنامه آزمون
- a) lubricate
- a) lubricated
- a) lubricated
- a) lubricate
- a) rust
- a) lubricate
- a) lubricating
- a) lubricate
- a) lubricate
- a) lubricate
جمعبندی
کلمه Lubricate به معنای روغنکاری یا روان کردن است و کاربرد عمده آن در صنایع، مکانیک و تجهیزات مختلف است. یادگیری این واژه به زبانآموزان کمک میکند مفاهیم مربوط به نگهداری ماشینآلات و تجهیزات را درک کرده و در مکالمات فنی یا تخصصی بهکار ببرند.


