
یادگیری واژههای کاربردی زبان انگلیسی نقش بسیار مهمی در بهبود مهارتهای مکالمه و نوشتار دارد. یکی از منابع معتبر برای این منظور، مجموعه ۵۰۴ واژه ضروری است که به زبانآموزان کمک میکند دایره لغات خود را گسترده و کاربردی کنند.
در این درس، به بررسی کلمه Harsh میپردازیم، که به معنای «سخت، خشن، زننده» است. این واژه معمولاً برای توصیف رفتار، شرایط، یا محیطی به کار میرود که شدید و غیرملایم است.
برای مشاهده درس کامل و یادگیری تکنیکهای مؤثر برای این لغات، درس ۱۷ لغات ۵۰۴ را ببینید: درس ۱۷
معنی و تلفظ
کلمه: Harsh
تلفظ: /hɑːrʃ/ – هارش
معنی: سخت، خشن، زننده
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Harsh
کلمه Harsh برای توصیف چیزی به کار میرود که خشن، تند، یا غیرملایم است. این واژه در موقعیتهای مختلفی از جمله توصیف شرایط آبوهوایی، رفتار افراد، یا نقدها استفاده میشود.
صفت (Adjective): به معنی “خشن، زننده، سخت”
نکات مهم درباره Harsh
- تفاوت با Rough:
Harsh معمولاً معنای شدّت و زنندگی دارد، در حالی که Rough بیشتر به زبری و ناهمواری اشاره دارد. - اصطلاحات رایج:
- Harsh criticism: انتقاد شدید
- Harsh environment: محیط سخت یا نامطلوب
- Harsh punishment: مجازات سنگین
کاربردهای کلمه Harsh در جمله
مثال ۱:
The teacher gave a harsh warning to the students.
معلم به دانشآموزان هشدار شدیدی داد.
مثال ۲:
The desert climate is extremely harsh.
آبوهوای بیابان بسیار سخت و نامطلوب است.
مثال ۳:
She was criticized for her harsh comments on social media.
او به خاطر نظرات زنندهاش در شبکههای اجتماعی مورد انتقاد قرار گرفت.
مثال ۴:
Harsh winters make life difficult for villagers.
زمستانهای سخت زندگی روستاییان را دشوار میکند.
مثال ۵:
The judge imposed a harsh sentence on the offender.
قاضی مجازات سنگینی برای مجرم تعیین کرد.
مثال ۶:
He had a harsh tone during the meeting.
او در طول جلسه لحن شدیدی داشت.
مثال ۷:
Living under harsh conditions teaches resilience.
زندگی در شرایط سخت، مقاومت را به انسان میآموزد.
مثال ۸:
Harsh lighting can make the room look unwelcoming.
نور شدید میتواند فضا را نامطلوب جلوه دهد.
مثال ۹:
The coach’s harsh training methods improved the team’s performance.
روشهای تمرینی سخت مربی باعث بهبود عملکرد تیم شد.
مثال ۱۰:
Harsh realities of life often challenge our patience.
واقعیتهای سخت زندگی اغلب صبر ما را به آزمون میکشند.
مترادفها (Synonyms)
- Severe – شدید
- Stern – سختگیرانه
- Cruel – ظالمانه، بیرحمانه
- Rough – خشن، ناهموار
متضادها (Antonyms)
- Gentle – ملایم
- Mild – نرم
- Soft – آرام
- Lenient – آسانگیر، مهربان
آزمون کلمه Harsh
جای خالی را با گزینه مناسب پر کنید:
- The criticism from the editor was quite ______.
a) harsh
b) gentle
c) soft
d) kind - Living in a desert requires adapting to a ______ environment.
a) harsh
b) mild
c) calm
d) peaceful - The teacher’s tone was unexpectedly ______.
a) gentle
b) harsh
c) soft
d) friendly - Many animals cannot survive in ______ winters.
a) harsh
b) mild
c) warm
d) moderate - His comments were surprisingly ______, considering the situation.
a) harsh
b) lenient
c) mild
d) gentle - The punishment for the crime seemed too ______ to some people.
a) harsh
b) lenient
c) easy
d) light - Harsh sunlight can damage your skin if unprotected.
a) harsh
b) weak
c) mild
d) soft - The manager’s ______ approach motivated the team to work harder.
a) harsh
b) gentle
c) soft
d) lenient - Despite the ______ conditions, the climbers reached the summit.
a) harsh
b) easy
c) mild
d) smooth - Critics described the movie review as unnecessarily ______.
a) harsh
b) kind
c) friendly
d) gentle
پاسخنامه آزمون
- a) harsh
- a) harsh
- b) harsh
- a) harsh
- a) harsh
- a) harsh
- a) harsh
- a) harsh
- a) harsh
- a) harsh
جمعبندی
کلمه Harsh برای بیان شدت، خشن بودن یا زنندگی شرایط و رفتارها استفاده میشود. یادگیری این واژه برای توصیف شرایط محیطی، رفتارها، یا نقدها در زبان انگلیسی بسیار کاربردی است و به زبانآموز کمک میکند جملات توصیفی و دقیقتری بسازد.


