
یادگیری واژههای کلیدی زبان انگلیسی به زبانآموزان کمک میکند تا در موقعیتهای مختلف، دقیقتر و طبیعیتر صحبت کنند. یکی از مجموعههای بسیار کاربردی برای تقویت دایره لغات، مجموعه ۵۰۴ واژه ضروری زبان انگلیسی است که با آموزش تدریجی و هدفمند، لغات مهم و پرکاربرد را در قالب درسهای موضوعی ارائه میدهد.
در این درس از درس ۲۱ لغات ۵۰۴، با کلمهی Dilemma آشنا میشویم؛ واژهای که معمولاً در موقعیتهایی به کار میرود که باید بین دو گزینهی دشوار یا نامطلوب یکی را انتخاب کنیم.
معنی و تلفظ
کلمه: Dilemma
تلفظ: /daɪˈlem.ə/ – دایلِما
معنی: دوراهی، موقعیت دشوار، وضعیت انتخاب بین دو گزینه سخت
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Dilemma
کلمه Dilemma به وضعیتی گفته میشود که فرد باید میان دو انتخاب دشوار تصمیم بگیرد، در حالی که هر دو انتخاب ممکن است نتایج ناخوشایندی داشته باشند. این واژه معمولاً در موقعیتهای احساسی، اخلاقی یا حرفهای به کار میرود و نشاندهندهی نوعی بلاتکلیفی یا کشمکش ذهنی است.
بهطور خلاصه، وقتی در شرایطی هستید که هر تصمیمی بگیرید، یک جنبه منفی وجود دارد، شما در یک dilemma قرار دارید.
چند نکته مهم درباره “Dilemma”
- واژه Dilemma معمولاً با فعلهایی مانند face, be in, be caught in, solve و deal with همراه میشود.
- عبارت “moral dilemma” به معنی «دوراهی اخلاقی» یکی از ترکیبهای بسیار رایج این کلمه است.
- Dilemma هم در موقعیتهای رسمی (مثل مکاتبات کاری) و هم در مکالمات روزمره کاربرد دارد.
کاربردهای کلمه Dilemma در جمله
مثال ۱:
She was faced with a difficult dilemma when choosing between her career and family.
او هنگام انتخاب بین شغل و خانوادهاش با یک دوراهی دشوار روبهرو شد.
مثال ۲:
The manager found himself in a moral dilemma over firing his old friend.
مدیر خود را در یک دوراهی اخلاقی دربارهی اخراج دوست قدیمیاش یافت.
مثال ۳:
Students often face the dilemma of choosing between studying and working.
دانشجویان اغلب با دوراهی انتخاب بین درس خواندن و کار کردن روبهرو هستند.
مثال ۴:
It was a real dilemma — either pay the fine or lose his driver’s license.
این یک دوراهی واقعی بود — یا باید جریمه را پرداخت میکرد یا گواهینامهاش را از دست میداد.
مثال ۵:
Doctors sometimes have to deal with life-and-death dilemmas.
پزشکان گاهی مجبورند با دوراهیهای مرگ و زندگی روبهرو شوند.
مترادفها (Synonyms)
- Predicament – گرفتاری
- Quandary – تردید، بلاتکلیفی
- Problem – مسئله
- Puzzle – معما
متضادها (Antonyms)
- Solution – راهحل
- Clarity – وضوح
- Certainty – قطعیت
آزمون کلمه Dilemma
جای خالی را با گزینهی صحیح پر کنید:
- She faced a serious ______ when both job offers seemed equally good.
a) victory
b) dilemma
c) solution
d) choice - Many people find themselves in a ______ when they have to choose between honesty and loyalty.
a) comfort
b) dilemma
c) success
d) secret - The teacher was in a ______ about how to punish the students fairly.
a) problem
b) joy
c) dilemma
d) confusion - It’s a tough ______ — either move abroad or stay away from your dream job.
a) opportunity
b) dilemma
c) celebration
d) surprise - The doctor’s ______ involved deciding which patient to treat first.
a) relief
b) dilemma
c) appointment
d) result - When both options have bad results, you are in a ______.
a) dilemma
b) reward
c) party
d) success - The manager solved the ______ by asking for help from the board.
a) dilemma
b) fortune
c) vacation
d) break - Choosing between saving money or buying a car put him in a financial ______.
a) dilemma
b) solution
c) chance
d) plan - I don’t know what to do; I’m completely stuck in a ______.
a) dilemma
b) direction
c) favor
d) joy - Politicians often face moral ______ during their careers.
a) dilemmas
b) goals
c) prizes
d) facts
پاسخنامه آزمون
- b) dilemma
- b) dilemma
- c) dilemma
- b) dilemma
- b) dilemma
- a) dilemma
- a) dilemma
- a) dilemma
- a) dilemma
- a) dilemmas
جمعبندی
کلمه Dilemma به وضعیتی اشاره دارد که در آن فرد باید بین دو گزینه دشوار یا نامطلوب یکی را انتخاب کند. این واژه در توصیف موقعیتهای اخلاقی، شخصی یا شغلی بسیار کاربرد دارد و یادگیری آن به شما کمک میکند تا موقعیتهای چالشبرانگیز را در زبان انگلیسی دقیقتر بیان کنید.


