
یادگیری واژههای پرکاربرد انگلیسی یکی از مهمترین گامها برای تسلط واقعی بر زبان است. مجموعه معروف ۵۰۴ واژه ضروری زبان انگلیسی یکی از بهترین منابع برای گسترش دایره لغات محسوب میشود. در درس ۲۲ لغات ۵۰۴، واژهی Delinquent معرفی میشود که در مکالمات رسمی و متون حقوقی، اجتماعی و اقتصادی کاربرد زیادی دارد.
کلمه Delinquent به معنای «خاطی»، «بدهکار»، یا «کسی که وظایف خود را انجام نمیدهد» است. این واژه معمولاً برای اشاره به افرادی استفاده میشود که از انجام مسئولیتهای قانونی یا مالی خود غافل میشوند؛ مانند افرادی که بدهیهایشان را پرداخت نکردهاند یا جوانانی که رفتار نادرست و خلاف قانون دارند.
معنی و تلفظ
کلمه: Delinquent
تلفظ: /dɪˈlɪŋ.kwənt/ – دیلینکوِنت
معنی: متخلف، بدهکار، غافل از وظیفه
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Delinquent
کلمه Delinquent معمولاً به فردی اشاره دارد که از قوانین یا وظایف خود سرپیچی میکند. در دنیای مالی، به کسی گفته میشود که پرداختهای خود را بهموقع انجام نداده است (مثلاً بدهکار بانکی). در حوزه اجتماعی یا حقوقی، این واژه برای اشاره به جوانان یا نوجوانانی به کار میرود که رفتار ناهنجار یا خلاف قانون دارند.
این کلمه میتواند هم بهعنوان اسم (Noun) و هم صفت (Adjective) در جمله به کار رود.
اسم (Noun): شخص خاطی یا بدهکار
صفت (Adjective): مربوط به تخلف، قانونگریز یا پرداختنشده
نکات مهم درباره Delinquent
- در متون بانکی و مالی، delinquent account به حسابی گفته میشود که پرداخت آن عقب افتاده است.
- در مباحث اجتماعی، juvenile delinquent به نوجوانی گفته میشود که مرتکب جرم یا رفتار نادرست شده است.
- این واژه بار معنایی منفی دارد و اغلب برای اشاره به بیتوجهی، سهلانگاری یا قانونگریزی استفاده میشود.
کاربردهای کلمه Delinquent در جمله
مثال ۱ (صفت – Adjective):
The bank sent a warning letter for his delinquent payment.
بانک برای پرداخت عقبافتاده او نامهی هشدار فرستاد.
مثال ۲ (اسم – Noun):
The police arrested several delinquents involved in the vandalism.
پلیس چند فرد خاطی را که در خرابکاری شرکت داشتند بازداشت کرد.
مثال ۳:
His credit card account became delinquent after three missed payments.
حساب کارت اعتباری او پس از سه پرداخت ناموفق، بدهکار شد.
مثال ۴:
Parents should pay attention to signs of delinquent behavior in teenagers.
والدین باید به نشانههای رفتار ناهنجار در نوجوانان توجه کنند.
مثال ۵:
The company’s delinquent taxes caused serious legal issues.
مالیاتهای پرداختنشده شرکت باعث مشکلات قانونی جدی شد.
مثال ۶:
A delinquent student often skips classes and ignores school rules.
دانشآموز متخلف معمولاً از کلاسها غیبت میکند و قوانین مدرسه را نادیده میگیرد.
مثال ۷:
The government is taking steps to reduce juvenile delinquency.
دولت در حال برداشتن گامهایی برای کاهش بزهکاری نوجوانان است.
مثال ۸:
Delinquent accounts must be settled before the end of the month.
حسابهای معوق باید تا پایان ماه تسویه شوند.
مثال ۹:
He was labeled a delinquent because of his repeated violations.
او به خاطر تخلفات مکررش، فرد خاطی شناخته شد.
مثال ۱۰:
The report showed an increase in delinquent loans this year.
گزارش نشان داد که وامهای معوق امسال افزایش یافتهاند.
مترادفها (Synonyms)
- Offender – مجرم
- Wrongdoer – خطاکار
- Defaulting – بدهکار
- Negligent – سهلانگار
- Misbehaving – بدرفتار
متضادها (Antonyms)
- Responsible – مسئول
- Obedient – مطیع
- Law-abiding – قانونمدار
- Punctual – وقتشناس
آزمون کلمه Delinquent
جای خالی را با گزینهی صحیح پر کنید.
- The company was fined for having several ______ tax payments.
a) punctual
b) delinquent
c) accurate
d) final - The police are working to prevent ______ behavior among teenagers.
a) responsible
b) delinquent
c) polite
d) honest - His account became ______ after he failed to make payments for two months.
a) closed
b) delinquent
c) normal
d) active - A ______ student often ignores school rules and skips classes.
a) diligent
b) delinquent
c) disciplined
d) loyal - The report revealed a rise in ______ loans this quarter.
a) paid
b) delinquent
c) small
d) temporary - Parents should guide their children to avoid becoming ______.
a) delinquents
b) teachers
c) partners
d) donors - The manager warned him about his ______ attitude toward deadlines.
a) strict
b) careless
c) delinquent
d) active - The government created new programs to support ______ youth.
a) delinquent
b) polite
c) generous
d) hopeful - The bank contacted customers with ______ credit card bills.
a) delinquent
b) new
c) clear
d) early - His repeated lateness was considered ______ behavior at work.
a) delinquent
b) acceptable
c) accidental
d) temporary
پاسخنامه آزمون
- b
- b
- b
- b
- b
- a
- c
- a
- a
- a
جمعبندی
کلمه Delinquent به معنای «متخلف»، «بدهکار»، یا «غافل از وظیفه» است و در زمینههای گوناگون از جمله اجتماعی، مالی و حقوقی کاربرد دارد. این واژه برای توصیف افرادی به کار میرود که از قوانین یا مسئولیتهای خود سرپیچی میکنند. یادگیری این واژه از درس ۲۲ لغات ۵۰۴ به زبانآموزان کمک میکند تا درک بهتری از متون رسمی و حقوقی داشته باشند و دایره واژگان خود را گسترش دهند.


