
یادگیری واژههای مهم زبان انگلیسی زمانی مؤثر است که آنها را عمیق، کاربردی و همراه با مثال یاد بگیریم. مجموعه معروف ۵۰۴ واژه ضروری یکی از منابع محبوب برای تقویت دامنه لغات است که بسیاری از زبانآموزان از آن استفاده میکنند (برای مشاهده این مجموعه میتوانید به ۵۰۴kalame.com مراجعه کنید).
معنی و تلفظ
کلمه: Compel
تلفظ: /kəmˈpel/ – کِمپِل
معنی: مجبور کردن، وادار کردن
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Compel
Compel یک فعل (Verb) است و به معنی «وادار کردن کسی به انجام کاری» به کار میرود. این اجبار میتواند به دلیل قانون، فشار اجتماعی، احساس درونی یا شرایط خاص باشد.
این کلمه فقط به عنوان فعل استفاده میشود و شکل اسمی یا صفتی رایج ندارد (البته compelled و compelling شکلهای دیگر این فعل هستند).
نکات مهم درباره Compel
تفاوت Compel و Force:
هر دو به معنی «مجبور کردن» هستند، اما Force معمولاً فشار فیزیکی یا مستقیمتری را نشان میدهد، در حالی که Compel میتواند اجبار قانونی، اخلاقی یا ذهنی باشد.
ساختار رایج:
Compel + someone + to + verb
مثال: The law compels drivers to wear seat belts.
بار معنایی:
گاهی Compel به معنی «قانع کردن بسیار قوی» هم به کار میرود، مخصوصاً وقتی چیزی آنقدر تأثیرگذار است که فرد احساس میکند باید واکنش نشان دهد.
کاربردهای کلمه Compel در جمله
مثال ۱:
The teacher compelled the students to finish their homework.
معلم دانشآموزان را مجبور کرد تکالیفشان را تمام کنند.
مثال ۲:
Financial problems compelled him to find a second job.
مشکلات مالی او را وادار کرد شغل دومی پیدا کند.
مثال ۳:
The evidence compelled the jury to change their decision.
مدارک هیئت منصفه را مجبور کرد تصمیم خود را تغییر دهند.
مثال ۴:
I felt compelled to apologize after the misunderstanding.
بعد از سوءتفاهم احساس کردم مجبورم عذرخواهی کنم.
مثال ۵:
The law compels citizens to pay taxes.
قانون شهروندان را ملزم به پرداخت مالیات میکند.
مثال ۶:
Nothing can compel her to betray her principles.
هیچ چیز نمیتواند او را مجبور کند اصولش را زیر پا بگذارد.
مثال ۷:
The shocking news compelled everyone to pay attention.
خبر شوکهکننده همه را وادار کرد توجه کنند.
مثال ۸:
He was compelled by circumstances to leave the country.
او به دلیل شرایط مجبور شد کشور را ترک کند.
مثال ۹:
Her speech was so powerful that it compelled action.
سخنرانی او آنقدر تأثیرگذار بود که باعث اقدام شد.
مثال ۱۰:
Fear should not compel you to make a bad decision.
ترس نباید تو را مجبور کند تصمیم بدی بگیری.
مترادفها (Synonyms)
Force – مجبور کردن
Oblige – ملزم کردن
Drive – وادار کردن
Coerce – با فشار مجبور کردن
متضادها (Antonyms)
Allow – اجازه دادن
Persuade – متقاعد کردن
Encourage – تشویق کردن
آزمون کلمه Compel
جای خالی را با گزینه صحیح پر کنید.
- The judge may ______ the witness to answer the question.
a) allow
b) compel
c) ignore
d) relax - Financial pressure ______ him to sell his car.
a) encouraged
b) entertained
c) compelled
d) decorated - The parents did not ______ their child to choose a specific career.
a) force
b) allow
c) relax
d) amuse - She felt ______ to tell the truth.
a) compelled
b) bored
c) confused
d) delayed - The strong wind ______ us to stay indoors.
a) permitted
b) entertained
c) compelled
d) avoided - Nobody can ______ you to think in a certain way.
a) compel
b) enjoy
c) smile
d) sleep - He tried to ______ his friend gently instead of forcing him.
a) persuade
b) compel
c) punish
d) frighten - The rules ______ all players to follow safety instructions.
a) encourage
b) compel
c) imagine
d) repair - She was not ______ to attend the meeting.
a) compelled
b) excited
c) delayed
d) painted - The emotional story ______ many people to donate money.
a) allowed
b) compelled
c) reduced
d) separated
پاسخنامه آزمون
- b
- c
- a
- a
- c
- a
- a
- b
- a
- b
جمعبندی
Compel به معنی «وادار کردن یا مجبور کردن» است و بیشتر در موقعیتهایی استفاده میشود که فرد تحت فشار قانونی، شرایط خاص یا تأثیر قوی احساسی قرار دارد. این واژه در متون رسمی، حقوقی و حتی روزمره بسیار کاربردی است و یادگیری دقیق آن به درک بهتر جملات پیچیده کمک میکند.


