
در مسیر تقویت دایره لغات انگلیسی، آشنایی با واژههای کاربردی مثل Baffle نقش مهمی در درک بهتر متون و مکالمات دارد. این واژه در درس ۲۱ لغات ۵۰۴ معرفی شده و به شما کمک میکند تا توانایی خود در فهم متون انگلیسی و استفاده دقیق از واژهها افزایش یابد.
برای مشاهده درس کامل و یادگیری سایر واژهها، میتوانید به درس ۲۱ لغات ۵۰۴ مراجعه کنید.
معنی و تلفظ
کلمه: Baffle
تلفظ: /ˈbæf.əl/ – بَفِل
معنی: سردرگم کردن، گیج کردن، متحیر کردن
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Baffle
کلمه Baffle به معنای ایجاد سردرگمی یا گیج کردن کسی است. زمانی استفاده میشود که یک موضوع، سؤال یا رفتار باعث شود فرد نتواند تصمیم بگیرد یا چیزی را بفهمد. این واژه بیشتر به عنوان فعل در جملات کاربرد دارد.
کاربرد اصلی:
- به عنوان فعل (Verb): گیج کردن، سردرگم کردن، مبهوت کردن
چند نکته مهم درباره Baffle
- این کلمه در موقعیتهای روزمره، علمی و حتی ادبی کاربرد دارد.
- میتواند هم برای گیج کردن ذهن افراد و هم برای توصیف شرایط پیچیده استفاده شود.
- مترادفهای رایج شامل confuse و puzzle هستند.
مثالهای کاربردی
- The complex instructions completely baffled me.
راهنمای پیچیده کاملاً مرا گیج کرد. - Scientists were baffled by the unexpected results of the experiment.
دانشمندان از نتایج غیرمنتظره آزمایش کاملاً متحیر شدند. - Her sudden behavior baffled everyone at the meeting.
رفتار ناگهانی او همه را در جلسه گیج کرد. - The magician’s trick baffled the audience.
حقه شعبدهباز تماشاگران را متحیر کرد. - The puzzle was so difficult that it baffled even experts.
معما آنقدر سخت بود که حتی متخصصان را گیج کرد. - He was baffled when his phone stopped working suddenly.
وقتی تلفنش ناگهان از کار افتاد، گیج شد. - The teacher’s question baffled the students.
سؤال معلم دانشآموزان را گیج کرد. - New technology sometimes baffles older generations.
فناوری جدید گاهی نسلهای قدیمیتر را گیج میکند. - The instructions are baffling for beginners.
دستورالعملها برای مبتدیها گیجکننده است. - I was baffled by the complexity of the legal document.
از پیچیدگی سند قانونی گیج شدم.
مترادفها (Synonyms)
- Confuse – گیج کردن
- Puzzle – مبهوت کردن
- Perplex – سردرگم کردن
- Mystify – حیرتزده کردن
متضادها (Antonyms)
- Clarify – روشن کردن
- Explain – توضیح دادن
- Enlighten – آگاه کردن
آزمون کلمه Baffle
جای خالی را با گزینهی صحیح پر کنید.
- The complicated map completely ______ the tourists.
a) explained
b) baffled
c) clarified
d) guided - Her strange reaction ______ everyone in the room.
a) baffled
b) assisted
c) simplified
d) comforted - The teacher’s question did not ______ the students; they answered it easily.
a) confuse
b) baffle
c) clarify
d) enlighten - I was ______ by the mystery novel’s unexpected ending.
a) baffled
b) informed
c) explained
d) enlightened - The new software ______ many users at first, but they got used to it quickly.
a) baffled
b) clarified
c) guided
d) instructed - The magician’s performance ______ the children completely.
a) baffled
b) explained
c) instructed
d) clarified - The sudden change in plans ______ the whole team.
a) baffled
b) assisted
c) enlightened
d) simplified - Don’t let the instructions ______ you; read them carefully.
a) baffle
b) clarify
c) explain
d) guide - The confusing sign on the highway ______ the drivers.
a) baffled
b) guided
c) enlightened
d) informed - Advanced physics problems sometimes ______ beginners.
a) baffled
b) clarified
c) explained
d) guided
پاسخنامه:
۱-b, 2-a, 3-b, 4-a, 5-a, 6-a, 7-a, 8-a, 9-a, 10-a
جمعبندی
کلمه Baffle برای توصیف موقعیتهایی است که فرد یا گروهی گیج، سردرگم یا متحیر میشوند. یادگیری این واژه برای فهم بهتر متون علمی، ادبی و روزمره بسیار مفید است. با تمرین مثالها و استفاده در جملات خود، میتوانید این لغت را به راحتی به دایره لغات خود اضافه کنید.


