آموزش و معنی کلمه Authority (آثورِتی)

Authority

گسترش دامنه واژگان انگلیسی، یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای رسیدن به تسلط واقعی در زبان است. مجموعه آموزشی ۵۰۴ واژه ضروری با هدف آموزش کاربردی و مرحله‌به‌مرحله لغات مهم طراحی شده و کمک می‌کند زبان‌آموزان بتوانند در مکالمه، نوشتار و متون رسمی عملکرد بهتری داشته باشند.

در این مطلب از درس ۲۴ لغات ۵۰۴ به بررسی کلمه Authority می‌پردازیم. برای مطالعه کامل این درس می‌توانید به درس ۲۴ لغات ۵۰۴ مراجعه کنید.


معنی و تلفظ

کلمه: Authority
تلفظ: /əˈθɔːr.ə.ti/ – آثورِتی
معنی: اختیار، قدرت رسمی، مرجع، مقام مسئول


تعریف کلمه Authority

کلمه Authority یک اسم (Noun) است و چند کاربرد اصلی دارد:

  1. قدرت یا اختیار قانونی برای تصمیم‌گیری
  2. فرد یا سازمانی که قدرت رسمی دارد
  3. مرجع تخصصی در یک زمینه خاص

این واژه معمولاً در متون رسمی، حقوقی، سیاسی و مدیریتی بسیار استفاده می‌شود.

مثلاً:

  • The manager has the authority to approve the project.
    مدیر اختیار تأیید پروژه را دارد.

کاربردهای مختلف Authority

۱. اختیار قانونی

وقتی کسی قدرت رسمی برای تصمیم‌گیری یا صدور دستور دارد.

Example:
The police have the authority to enforce the law.
پلیس اختیار اجرای قانون را دارد.

۲. مقام یا نهاد رسمی

گاهی authority به یک سازمان یا نهاد دولتی اشاره دارد.

Example:
Local authorities are responsible for public services.
مقامات محلی مسئول خدمات عمومی هستند.

۳. مرجع تخصصی

گاهی authority به فردی گفته می‌شود که در یک حوزه متخصص و قابل اعتماد است.

Example:
She is an authority on international law.
او در زمینه حقوق بین‌الملل یک مرجع تخصصی است.


تفاوت Authority و Power

  • Authority بیشتر به قدرت قانونی و رسمی اشاره دارد.
  • Power می‌تواند قدرت فیزیکی، سیاسی یا حتی نفوذ غیررسمی باشد.

مثلاً ممکن است کسی power داشته باشد اما authority رسمی نداشته باشد.


مثال‌های بیشتر با Authority

Example 1:
The teacher spoke with authority.
معلم با اقتدار صحبت کرد.

Example 2:
He questioned the authority of the government.
او مشروعیت دولت را زیر سؤال برد.

Example 3:
The company operates under federal authority.
شرکت تحت اختیار دولت فدرال فعالیت می‌کند.

Example 4:
Parents have authority over young children.
والدین بر کودکان خردسال اختیار دارند.

Example 5:
The judge has the final authority in this case.
قاضی در این پرونده اختیار نهایی را دارد.

Example 6:
She gained authority through years of experience.
او از طریق سال‌ها تجربه به اقتدار رسید.

Example 7:
The health authority issued a warning.
سازمان بهداشت هشدار صادر کرد.

Example 8:
No one has the authority to change the rules alone.
هیچ‌کس اختیار ندارد به‌تنهایی قوانین را تغییر دهد.

Example 9:
He spoke as an authority on economics.
او به‌عنوان یک مرجع در اقتصاد صحبت کرد.

Example 10:
The board gave him full authority over the project.
هیئت‌مدیره اختیار کامل پروژه را به او داد.


مترادف‌ها (Synonyms)

Power – قدرت
Control – کنترل
Influence – نفوذ
Command – فرماندهی
Expert – متخصص (در معنای مرجع علمی)


متضادها (Antonyms)

Weakness – ضعف
Powerlessness – ناتوانی
Subordination – تابع بودن
Obedience – اطاعت


آزمون کلمه Authority

جای خالی را با گزینه صحیح پر کنید.

  1. The manager has the ______ to sign official documents.
    a) authority
    b) weakness
    c) hesitation
    d) doubt
  2. The police do not have the ______ to enter without a warrant.
    a) permission
    b) authority
    c) ability
    d) option
  3. She is considered an ______ on climate change.
    a) authority
    b) amateur
    c) beginner
    d) outsider
  4. The government lost its ______ after the scandal.
    a) reputation
    b) authority
    c) furniture
    d) schedule
  5. No employee has the ______ to change company policy alone.
    a) authority
    b) suggestion
    c) opinion
    d) idea
  6. The teacher spoke with great ______ in the classroom.
    a) authority
    b) confusion
    c) silence
    d) fear
  7. The local ______ are responsible for road maintenance.
    a) authorities
    b) students
    c) tourists
    d) visitors
  8. He challenged the ______ of the court.
    a) authority
    b) happiness
    c) temperature
    d) distance
  9. Parents usually have ______ over young children.
    a) authority
    b) weakness
    c) accident
    d) delay
  10. The expert gave his opinion as a leading ______ in medicine.
    a) authority
    b) passenger
    c) employee
    d) stranger

پاسخنامه آزمون

  1. a
  2. b
  3. a
  4. b
  5. a
  6. a
  7. a
  8. a
  9. a
  10. a

جمع‌بندی

کلمه Authority به معنی «اختیار قانونی، قدرت رسمی یا مرجع تخصصی» است و یکی از واژه‌های مهم در متون رسمی، حقوقی و مدیریتی محسوب می‌شود. یادگیری دقیق این واژه در درس ۲۴ لغات ۵۰۴ به شما کمک می‌کند مفاهیم مربوط به قدرت، اختیار و مرجعیت را به‌درستی در انگلیسی بیان کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درس اول را رایگان ببینید

درس اول ۵۰۴ کلمه ضروری انگلیسی را رایگان ببینید و تأثیر فوق‌العاده آن را بر مهارت‌های زبان خود احساس کنید. تفاوت در یادگیری را با این روش مؤثر و جذاب تجربه کنید!

تمامی حقوق برای شرکت پیشروان داده پرداز صنعت دیجیتال محفوظ است

طراحی سایت توسط پرشیا وب

صفحه نخست
درس اول 504
حساب کاربری
جستجو