
درس سوم از مجموعه ۵۰۴ کلمه ضروری انگلیسی، با ترکیبی از ویدیوهای آموزشی جذاب و مطالب متنی مفید، شما را با ۱۲ لغت جدید و پرکاربرد آشنا میکند. در این درس، از طریق مثالهای متنوع و تمرینهای تعاملی، به یادگیری کاربردی و مؤثر این لغات خواهید پرداخت. این روش چندرسانهای به شما کمک میکند تا با استفاده از این لغات در مکالمات و نوشتار روزمره، سطح زبان خود را ارتقا دهید.
آموزش ویدیویی درس ۵ از ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی
ویدیو آموزشی درس سوم از ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی اکنون آماده است تا به شما کمک کند تا دایره لغات خود را گسترش دهید! در این ویدیو، همانند درسهای قبلی، با تلفظ صحیح و مثالهای روزمره، ۱۲ لغت جدید را یاد میگیرید. این ویدیو با کیفیت بالا تهیه شده تا تجربه یادگیری شما را بهبود بخشد و به شما در تسلط به زبان انگلیسی کمک کند.
اگر هنوز درس اول را مشاهده نکردهاید، حتماً آن را به صورت رایگان ببینید تا از کیفیت و روش تدریس این مجموعه مطمئن شوید. پس از آن، با اعتماد به روش آموزش، آماده شوید تا با درس سوم، قدم دیگری به تسلط کامل بر واژگان ضروری زبان انگلیسی نزدیک شوید!
توجه: پس از خرید، بلافاصله لینک دانلود به صورت خودکار برایتان ایمیل خواهد شد:
خرید پکیج کلیه دروس (۱ تا پایان ۴۲):
خرید درس ۵ به تنهایی:
آموزش متنی درس ۵ از ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی
۱. Typical
تلفظ: /ˈtɪp.ɪ.kəl/
معنی: عادی، معمولی
مثال: This weather is typical for January.
ترجمه: این هوا برای ماه ژانویه عادی است.
۲. Minimum
تلفظ: /ˈmɪn.ə.məm/
معنی: حداقل، کمترین
مثال: You need a minimum of $50 to open a bank account.
ترجمه: شما برای باز کردن حساب بانکی حداقل به ۵۰ دلار نیاز دارید.
۳. Scarce
تلفظ: /skers/
معنی: کمیاب، نایاب
مثال: Fresh water is becoming scarce in some regions.
ترجمه: آب شیرین در برخی مناطق در حال کمیاب شدن است.
۴. Annual
تلفظ: /ˈæn.ju.əl/
معنی: سالیانه، سالانه
مثال: The company holds an annual meeting for its employees.
ترجمه: شرکت یک جلسه سالیانه برای کارکنان خود برگزار میکند.
۵. Persuade
تلفظ: /pərˈsweɪd/
معنی: متقاعد کردن، مجاب کردن
مثال: He persuaded her to stay for dinner.
ترجمه: او او را متقاعد کرد که برای شام بماند.
۶. Essential
تلفظ: /ɪˈsen.ʃəl/
معنی: لازم، ضروری، اساسی
مثال: Water is essential for life.
ترجمه: آب برای زندگی ضروری است.
۷. Blend
تلفظ: /blend/
معنی: مخلوط کردن، مخلوط
مثال: She blended the ingredients to make a smoothie.
ترجمه: او مواد را مخلوط کرد تا یک اسموتی درست کند.
۸. Visible
تلفظ: /ˈvɪz.ə.bəl/
معنی: مرئی، قابل دیدن، آشکار
مثال: The moon was clearly visible in the night sky.
ترجمه: ماه بهوضوح در آسمان شب قابل دیدن بود.
۹. Expensive
تلفظ: /ɪkˈspen.sɪv/
معنی: گران، پربها
مثال: This car is too expensive for me to buy.
ترجمه: این ماشین برای من خیلی گران است که بخواهم آن را بخرم.
۱۰. Talent
تلفظ: /ˈtæl.ənt/
معنی: استعداد، قریحه
مثال: She has a natural talent for painting.
ترجمه: او استعدادی ذاتی در نقاشی دارد.
۱۱. Devise
تلفظ: /dɪˈvaɪz/
معنی: طرح کردن، ابداع کردن، تدبیر کردن
مثال: The engineers devised a new plan to improve traffic flow.
ترجمه: مهندسان یک طرح جدید برای بهبود جریان ترافیک ابداع کردند.
۱۲. Wholesale
تلفظ: /ˈhoʊl.seɪl/
معنی: عمده فروشی، کلان فروشی، گسترده
مثال: The store offers a discount for wholesale purchases.
ترجمه: فروشگاه برای خریدهای عمده تخفیف ارائه میدهد.
امتحان جامع درس ۵


