
یادگیری واژههای ضروری زبان انگلیسی تأثیر مستقیمی بر قدرت درک مطلب و جملهسازی دارد. مجموعه معروف ۵۰۴ واژه ضروری یکی از منابع معتبر برای تقویت دایره لغات است و بسیاری از زبانآموزان از آن برای پیشرفت جدی در زبان استفاده میکنند.
در این مطلب به بررسی کلمه Daze از درس ۲۹ لغات ۵۰۴ میپردازیم؛ واژهای که برای بیان حالت گیجی، شوک یا سردرگمی ذهنی به کار میرود.
معنی و تلفظ
کلمه: Daze
تلفظ: /deɪz/ – دیز
معنی: گیج کردن / حالت گیجی و منگی
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴نقشهای دستوری کلمه Daze
فعل (Verb)
به معنی «گیج کردن»، «مبهوت کردن» یا «در شوک فرو بردن» است.
مثال:
The loud explosion dazed him.
انفجار شدید او را گیج کرد.
اسم (Noun)
به معنی «حالت گیجی» یا «وضعیت منگی ذهنی» است.
مثال:
She walked around in a daze after the accident.
او بعد از تصادف در حالت گیجی راه میرفت.
تعریف دقیقتر Daze
وقتی فردی دچار شوک، ضربه روحی یا اتفاق غیرمنتظره میشود و برای لحظاتی تمرکز یا درک درستی از اطراف خود ندارد، میتوان گفت در حالت daze قرار گرفته است. این حالت معمولاً موقتی است.
این واژه هم در موقعیتهای فیزیکی (مثل ضربه به سر) و هم در موقعیتهای احساسی (مثل شنیدن یک خبر ناگهانی) استفاده میشود.
تفاوت Daze با Confuse
Daze بیشتر به حالت شوک یا منگی ناگهانی اشاره دارد.
Confuse بیشتر به «سردرگم کردن ذهنی» اشاره میکند، نه لزوماً شوک.
مثال:
The math problem confused him. (او را سردرگم کرد)
The accident dazed him. (او را مبهوت و گیج کرد)
کاربردهای کلمه Daze در جمله
مثال ۱ (فعل):
The bright light dazed the driver.
نور شدید راننده را گیج کرد.
مثال ۲ (فعل):
He was dazed by the unexpected news.
او از شنیدن خبر غیرمنتظره مبهوت شد.
مثال ۳ (اسم):
After the surgery, she was in a daze for hours.
بعد از عمل جراحی، او ساعتها در حالت گیجی بود.
مثال ۴:
The boxer looked dazed after the hard punch.
بوکسور بعد از ضربه سنگین گیج به نظر میرسید.
مثال ۵:
She stared at the letter in a daze.
او با حالت منگی به نامه خیره شده بود.
مثال ۶:
The sudden noise seemed to daze the children.
صدای ناگهانی به نظر میرسید بچهها را گیج کرده باشد.
مترادفها (Synonyms)
Stun – مبهوت کردن
Shock – شوکه کردن
Bewilder – سردرگم کردن
Amaze – شگفتزده کردن
متضادها (Antonyms)
Clarify – روشن کردن
Awaken – هوشیار کردن
Alert – هوشیار
آزمون کلمه Daze
جای خالی را با گزینه صحیح پر کنید.
- The loud thunder seemed to ______ the child.
a) calm
b) daze
c) explain
d) train - After hearing the shocking news, she stood there in a ______.
a) rush
b) smile
c) daze
d) race - The difficult instructions only ______ the students.
a) clarified
b) confused
c) strengthened
d) encouraged - He looked ______ after the accident.
a) excited
b) alert
c) dazed
d) confident - The bright camera flash can temporarily ______ a person.
a) relax
b) daze
c) organize
d) improve - She tried to think clearly despite being in a ______.
a) daze
b) victory
c) plan
d) solution - The teacher helped to ______ the lesson for everyone.
a) daze
b) shock
c) clarify
d) frighten - The player was ______ by the heavy blow.
a) amazed
b) dazed
c) prepared
d) trained
پاسخنامه آزمون
- b
- c
- b
- c
- b
- a
- c
- b
جمعبندی
کلمه Daze هم به عنوان فعل و هم به عنوان اسم استفاده میشود و به حالت گیجی، شوک یا منگی ذهنی اشاره دارد. این واژه معمولاً برای شرایط ناگهانی یا اتفاقات غیرمنتظره به کار میرود. یادگیری دقیق این کلمه به شما کمک میکند در توصیف حالات روحی و واکنشهای ذهنی، جملات طبیعیتر و حرفهایتری بسازید.


