
یادگیری واژههای ضروری زبان انگلیسی نقش مهمی در تقویت مهارتهای مکالمه و نوشتار دارد. مجموعه ۵۰۴ واژه ضروری یکی از منابع معتبر برای گسترش دایره لغات است و زبانآموزان میتوانند با استفاده از آن، واژهها را در موقعیتهای واقعی زندگی و نوشتار بهکار ببرند.
در این مطلب از درس ۲۷ لغات ۵۰۴ به بررسی کلمه miserly میپردازیم؛ واژهای که برای توصیف کسی استفاده میشود که بسیار خسیس است و تمایلی به خرج کردن پول ندارد.
معنی و تلفظ
کلمه: miserly
تلفظ: /ˈmaɪzərli/ – مایزرلی
معنی: خسیس، کمخرج، سختگیر در خرج کردن پول
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه miserly
Miserly یک صفت (Adjective) است و برای توصیف شخصی به کار میرود که بسیار صرفهجو یا خسیس است و تمایل ندارد پول یا منابع خود را به راحتی خرج کند. این واژه معمولاً بار منفی دارد و بیشتر در نقد رفتارهای مالی استفاده میشود.
نکات مهم درباره miserly
- تفاوت Miserly و Frugal:
Frugal به صرفهجویی مثبت و هوشمندانه اشاره دارد، اما miserly بار منفی و بیش از حد دارد. - کاربرد ادبی: در داستانها و متون ادبی، شخصیتی که miserly است معمولاً فردی طمعکار و خسیس نشان داده میشود.
- هممعنیها: stingy, tight-fisted
- متضاد: generous, lavish
کاربردهای کلمه miserly در جمله
مثال ۱:
He was so miserly that he never bought gifts for his family.
او آنقدر خسیس بود که هیچوقت برای خانوادهاش هدیه نمیخرید.
مثال ۲:
Despite being wealthy, the miserly old man lived in a tiny, dilapidated house.
با وجود ثروتمند بودن، پیرمرد خسیس در خانهای کوچک و فرسوده زندگی میکرد.
مثال ۳:
She gave a miserly portion of food to the stray cat.
او سهمی بسیار کم از غذا به گربه ولگرد داد.
مثال ۴:
The company offered a miserly raise to its employees.
شرکت افزایش حقوق ناچیزی به کارکنان خود داد.
مثال ۵:
Miserly people often miss out on experiences because they avoid spending money.
خسیسها اغلب تجربهها را از دست میدهند چون از خرج کردن پول اجتناب میکنند.
مثال ۶:
His miserly attitude made him unpopular among friends.
رفتار خسیسانهاش او را در میان دوستانش غیرمحبوب کرده بود.
مترادفها (Synonyms)
Stingy – خسیس
Parsimonious – بسیار صرفهجو، خسیس
Tight-fisted – خسیس
Close-fisted – دست بسته، خسیس
متضادها (Antonyms)
Generous – بخشنده
Lavish – ولخرج، سخاوتمند
Open-handed – دستودلباز
آزمون کلمه miserly
جای خالی را با گزینه مناسب پر کنید.
- He is so ______ that he never donates to charity.
a) generous
b) miserly
c) wealthy
d) careful - Despite her ______ nature, she helped the poor man.
a) miserly
b) kind
c) selfish
d) lazy - The boss gave a ______ bonus to employees this year.
a) lavish
b) miserly
c) generous
d) expensive - Some people are frugal, while others are ______.
a) miserly
b) open-handed
c) charitable
d) abundant - He became rich but remained ______, avoiding any unnecessary spending.
a) generous
b) miserly
c) extravagant
d) charitable - Her ______ attitude made her unpopular among friends.
a) miserly
b) friendly
c) open-handed
d) caring - The hotel charged a ______ fee for extra services.
a) miserly
b) expensive
c) generous
d) reasonable - Unlike her ______ neighbor, she often bought gifts for everyone.
a) miserly
b) lavish
c) generous
d) charitable - The miserly old man kept all his savings hidden at home.
a) miserly
b) generous
c) wealthy
d) stingy - Many stories feature a ______ character who hoards wealth.
a) miserly
b) charitable
c) generous
d) open-handed
پاسخنامه آزمون
- b
- a
- b
- a
- b
- a
- a
- a
- a
- a
جمعبندی
کلمه miserly برای توصیف افرادی به کار میرود که بیش از حد خسیس هستند و تمایلی به خرج کردن پول یا منابع خود ندارند. این واژه در نقد رفتار مالی، داستانها و نوشتار ادبی بسیار کاربرد دارد. یادگیری دقیق تفاوت بین miserly و واژههای مشابه مثل frugal به شما کمک میکند جملات طبیعیتر و دقیقتری بسازید.


