
یادگیری واژههای پرکاربرد زبان انگلیسی تأثیر زیادی در بهبود مهارت نوشتن و صحبتکردن دارد. مجموعه معروف ۵۰۴ واژه ضروری یکی از منابع استاندارد برای گسترش دامنه لغات است و بسیاری از زبانآموزان از آن برای تقویت پایه زبان خود استفاده میکنند.
در این مطلب از درس ۲۷ لغات ۵۰۴ به بررسی واژه rash میپردازیم؛ کلمهای که هم در معنای رفتاری و هم در معنای پزشکی کاربرد دارد.
معنی و تلفظ
کلمه: rash
تلفظ: /ræʃ/ – رَش
معانی:
- عجولانه، نسنجیده (صفت)
- جوش یا التهاب پوستی (اسم)
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه rash
Rash وقتی بهعنوان صفت استفاده میشود، به تصمیم یا عملی اشاره دارد که بدون فکر کافی و با عجله انجام شده است. در این حالت، بار معنایی منفی دارد و نشاندهنده بیاحتیاطی است.
وقتی بهعنوان اسم به کار میرود، به جوش یا التهاب پوستی گفته میشود که معمولاً در اثر حساسیت، گرما یا بیماری ایجاد میشود.
تفاوت معنایی مهم
rash (صفت) = رفتاری که بدون فکر و ناگهانی انجام میشود
rash (اسم) = مشکل پوستی
مثال تفاوت:
His rash decision caused many problems.
تصمیم عجولانه او مشکلات زیادی ایجاد کرد.
The baby developed a rash on his face.
روی صورت کودک جوش ایجاد شد.
کاربردهای کلمه rash در جمله
مثال ۱ (صفت):
It was a rash decision to quit his job without another offer.
ترک شغل بدون داشتن پیشنهاد دیگر، تصمیمی عجولانه بود.
مثال ۲ (صفت):
Don’t make rash judgments about people.
درباره مردم قضاوتهای نسنجیده نکن.
مثال ۳ (صفت):
His rash behavior led to serious consequences.
رفتار عجولانه او به پیامدهای جدی منجر شد.
مثال ۴ (اسم):
She got a rash after eating seafood.
او بعد از خوردن غذای دریایی دچار جوش شد.
مثال ۵ (اسم):
The doctor prescribed a cream for the skin rash.
پزشک برای جوش پوستی کرم تجویز کرد.
مثال ۶:
A rash of accidents occurred during the storm.
در طول طوفان، موجی از تصادفها رخ داد.
(در این کاربرد، rash به معنای «موج ناگهانی و زیاد» است.)
مثال ۷:
Think carefully before taking any rash action.
قبل از هر اقدام عجولانهای خوب فکر کن.
مثال ۸:
The child cried because the rash was painful.
کودک بهخاطر دردناک بودن جوش گریه میکرد.
مترادفها (Synonyms)
برای معنای عجولانه:
Impulsive – تکانشی
Hasty – شتابزده
Reckless – بیپروا
برای معنای پوستی:
Skin eruption – التهاب پوستی
Irritation – تحریک پوستی
متضادها (Antonyms)
Cautious – محتاط
Careful – بااحتیاط
Thoughtful – سنجیده
آزمون کلمه rash
جای خالی را با گزینه صحیح پر کنید.
- It was a ______ decision to invest all his money at once.
a) careful
b) rash
c) calm
d) wise - The baby developed a red ______ on his arms.
a) rash
b) risk
c) rush
d) rate - She apologized for her ______ comments.
a) cautious
b) thoughtful
c) rash
d) patient - The doctor examined the child’s skin ______.
a) rush
b) rash
c) crash
d) brush - Don’t act in a ______ manner when you are angry.
a) reckless
b) careful
c) calm
d) patient - A sudden ______ of violence shocked the city.
a) calm
b) rash
c) peace
d) order - He made a ______ promise without thinking.
a) thoughtful
b) rash
c) slow
d) polite - The cream helped reduce the skin ______.
a) rash
b) risk
c) rush
d) rise - Her ______ reaction surprised everyone.
a) measured
b) rash
c) balanced
d) logical - Always think before making a ______ choice.
a) cautious
b) rash
c) safe
d) steady
پاسخنامه آزمون
- b
- a
- c
- b
- a
- b
- b
- a
- b
- b
جمعبندی
کلمه rash هم بهعنوان صفت (عجولانه، نسنجیده) و هم بهعنوان اسم (جوش پوستی) استفاده میشود. توجه به نقش آن در جمله بسیار مهم است، زیرا معنی آن کاملاً به ساختار جمله بستگی دارد. یادگیری دقیق این واژه به شما کمک میکند هم در مکالمات روزمره و هم در متون رسمی، دقیقتر و حرفهایتر صحبت کنید.


