
یادگیری واژههای ضروری زبان انگلیسی نقش مهمی در تقویت مهارتهای گفتاری و نوشتاری دارد و به زبانآموزان کمک میکند متون را بهتر درک کنند و دایره لغات خود را بهطور مؤثر گسترش دهند. یکی از منابع معتبر در این زمینه مجموعه ۵۰۴ واژه ضروری است که برای تمرین و یادگیری لغات بسیار کاربردی است.
در این مطلب از درس ۲۶ لغات ۵۰۴ به بررسی واژه Quench میپردازیم. این کلمه به معنای «خاموش کردن، فرو نشاندن، رفع عطش» است و بیشتر در متون ادبی، علمی و روزمره کاربرد دارد.
معنی و تلفظ
کلمه: Quench
تلفظ: /kwɛntʃ/ – کوئِنچ
معنی: فرو نشاندن، رفع عطش، خاموش کردن
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Quench
Quench معمولاً به معنای فرو نشاندن یا ارضای یک نیاز فوری است. میتوان از آن برای رفع عطش، خاموش کردن آتش یا حتی فرو نشاندن حس کنجکاوی استفاده کرد. این کلمه عمدتاً بهعنوان فعل (Verb) به کار میرود.
چند نکته مهم درباره Quench
تفاوت Quench و Satisfy:
Quench بیشتر برای نیازهای فوری یا اضطراری به کار میرود، مانند عطش یا آتش. Satisfy بار عمومیتر و آرامشبخش دارد.
اصطلاحات رایج:
- Quench thirst: رفع عطش
- Quench fire: خاموش کردن آتش
- Quench curiosity: فرو نشاندن کنجکاوی
بار معنایی:
این کلمه معمولاً نشاندهنده اقدام سریع برای پایان دادن به یک نیاز یا وضعیت است.
کاربردهای کلمه Quench در جمله
مثال ۱:
After the long run, he drank water to quench his thirst.
بعد از دویدن طولانی، او آب نوشید تا عطشش را فرو بنشاند.
مثال ۲:
Firefighters worked hard to quench the flames.
آتشنشانها سخت تلاش کردند تا آتش را خاموش کنند.
مثال ۳:
Nothing could quench her curiosity about the strange noise.
هیچ چیزی نمیتوانست کنجکاوی او درباره صدای عجیب را فرو بنشاند.
مثال ۴:
A cold drink can quickly quench thirst on a hot day.
نوشیدنی سرد میتواند در یک روز گرم به سرعت عطش را فرو بنشاند.
مثال ۵:
The scientist tried to quench his doubts by running more experiments.
دانشمند سعی کرد با انجام آزمایشهای بیشتر شک و تردید خود را رفع کند.
مترادفها (Synonyms)
- Satisfy – برطرف کردن
- Extinguish – خاموش کردن
- Slake – فرو نشاندن
- Suppress – سرکوب کردن
متضادها (Antonyms)
- Ignite – روشن کردن
- Stimulate – تحریک کردن
- Provoke – برانگیختن
- Increase – افزایش دادن
آزمون کلمه Quench
جای خالی را با گزینه صحیح پر کنید:
- He drank lemonade to ______ his thirst.
a) quench
b) ignite
c) provoke
d) increase - Firefighters rushed to ______ the burning building.
a) quench
b) stimulate
c) satisfy
d) provoke - The mystery could not ______ her curiosity.
a) quench
b) ignite
c) increase
d) stimulate - Cold water can help to ______ thirst after exercise.
a) quench
b) provoke
c) stimulate
d) ignite - To ______ his doubts, he read all the related books.
a) quench
b) increase
c) ignite
d) provoke - The campfire took hours to finally ______.
a) quench
b) ignite
c) stimulate
d) provoke - The teacher tried to ______ students’ interest in science.
a) stimulate
b) quench
c) extinguish
d) suppress - After the long journey, nothing could ______ his thirst except water.
a) quench
b) provoke
c) ignite
d) stimulate - The heavy rain helped to ______ the forest fire quickly.
a) quench
b) provoke
c) increase
d) stimulate - She tried to ______ her desire to know the truth.
a) quench
b) ignite
c) provoke
d) stimulate
پاسخنامه آزمون
- a) quench
- a) quench
- a) quench
- a) quench
- a) quench
- a) quench
- a) stimulate
- a) quench
- a) quench
- a) quench
جمعبندی
کلمه Quench به معنای فرو نشاندن، رفع نیاز یا خاموش کردن است و در موقعیتهای مختلفی مثل رفع عطش، خاموش کردن آتش یا حتی فرو نشاندن کنجکاوی کاربرد دارد. یادگیری این واژه به زبانآموزان کمک میکند در مکالمات روزمره و متون علمی، ادبی یا رسمی از آن بهدرستی استفاده کنند.


