
یادگیری واژههای ضروری زبان انگلیسی نقش مهمی در تقویت مهارتهای شنیداری، گفتاری و نوشتاری دارد. مجموعه ۵۰۴ واژه ضروری منبعی معتبر است که به زبانآموزان کمک میکند دایره لغات خود را به شکل هدفمند گسترش دهند و در مکالمات و متون رسمی بهطور مؤثر از آنها استفاده کنند.
در این مطلب از درس ۲۵ لغات ۵۰۴ به بررسی واژه Collapse میپردازیم. این کلمه معمولاً به معنای «ریزش، فروپاشی» است و هم به حالت فیزیکی (مثل ریزش ساختمان) و هم به وضعیت مجازی (مثل فروپاشی اقتصاد یا سیستم) اشاره دارد.
معنی و تلفظ
کلمه: Collapse
تلفظ: /kəˈlæps/ – کِلاپس
معنی: فروپاشی، ریزش، از هم پاشیدن
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Collapse
Collapse به حالتی گفته میشود که چیزی به طور ناگهانی و کامل از هم فرو میریزد یا از کار میافتد. این واژه هم به عنوان اسم و هم به عنوان فعل استفاده میشود و در موقعیتهای فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی و حتی شخصی کاربرد دارد.
اسم (Noun): به معنی «فروپاشی»
فعل (Verb): به معنی «فرورفتن، از هم پاشیدن»
چند نکته مهم درباره Collapse
تفاوت Collapse و Fall:
Fall بیشتر به معنای «افتادن» ساده است، اما Collapse به «ریزش کامل و ناگهانی» اشاره دارد و بار شدیدتری دارد.
اصطلاحات رایج:
Structural collapse – فروپاشی سازه
Economic collapse – فروپاشی اقتصادی
Collapse under pressure – از هم پاشیدن تحت فشار
کاربردهای کلمه Collapse در جمله
مثال ۱ (اسم – Noun):
The sudden collapse of the bridge caused a major traffic jam.
ریزش ناگهانی پل باعث ترافیک سنگینی شد.
مثال ۲ (فعل – Verb):
The old building collapsed after the earthquake.
ساختمان قدیمی پس از زلزله فرو ریخت.
مثال ۳:
The company faced collapse due to financial mismanagement.
شرکت به دلیل مدیریت مالی ضعیف با فروپاشی مواجه شد.
مثال ۴:
After running the marathon, he nearly collapsed from exhaustion.
بعد از دویدن ماراتن، او از خستگی تقریباً از حال رفت.
مثال ۵:
Structural engineers inspected the site to prevent further collapse.
مهندسان سازه برای جلوگیری از ریزش بیشتر محل را بررسی کردند.
مثال ۶:
The political system was on the verge of collapse.
سیستم سیاسی در آستانه فروپاشی قرار داشت.
مثال ۷:
Heavy snow caused the roof to collapse.
بارش سنگین برف باعث شد سقف فرو بریزد.
مثال ۸:
Economic collapse can have long-term effects on society.
فروپاشی اقتصادی میتواند تأثیرات بلندمدتی بر جامعه داشته باشد.
مثال ۹:
The tent collapsed in the strong wind.
چادر در باد شدید فرو ریخت.
مثال ۱۰:
He collapsed onto the couch after a long day.
او بعد از یک روز طولانی روی کاناپه افتاد.
مترادفها (Synonyms)
Ruin – نابودی
Breakdown – از هم پاشیدن
Crash – سقوط ناگهانی
Failure – شکست، ناکامی
متضادها (Antonyms)
Stability – پایداری
Integrity – یکپارچگی
Strength – قدرت
Endurance – استقامت
آزمون کلمه Collapse
جای خالی را با گزینه صحیح پر کنید:
- The old factory finally ______ after years of neglect.
a) collapsed
b) succeeded
c) strengthened
d) expanded - Heavy rains can cause the ______ of weak bridges.
a) collapse
b) construction
c) repair
d) rise - The company’s poor management led to its financial ______.
a) collapse
b) growth
c) expansion
d) improvement - After the final exam, she nearly ______ from exhaustion.
a) collapsed
b) danced
c) rested
d) ran - The government tried to prevent the economic ______.
a) collapse
b) stability
c) boost
d) reinforcement - The tent ______ under the weight of accumulated snow.
a) collapsed
b) held
c) strengthened
d) rose - The sudden ______ of the wall surprised everyone.
a) collapse
b) maintenance
c) growth
d) improvement - Without support, the old structure might ______.
a) collapse
b) endure
c) persist
d) survive - He felt like he was about to ______ after the exhausting hike.
a) collapse
b) thrive
c) flourish
d) succeed - The team worked hard to avoid the total ______ of the project.
a) collapse
b) success
c) progress
d) improvement
پاسخنامه آزمون
- a) collapsed
- a) collapse
- a) collapse
- a) collapsed
- a) collapse
- a) collapsed
- a) collapse
- a) collapse
- a) collapse
- a) collapse
جمعبندی
کلمه Collapse به معنی فروپاشی، ریزش یا از هم پاشیدن است و در موقعیتهای فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی کاربرد دارد. این واژه در متون رسمی و خبری، گزارشهای مهندسی، و حتی مکالمات روزمره که فشار یا خستگی شدید را توصیف میکنند، بسیار دیده میشود. یادگیری دقیق این کلمه به درک بهتر متون خبری و علمی کمک زیادی خواهد کرد.


