
یادگیری واژههای مهم زبان انگلیسی زمانی مؤثر است که همراه با مثال، توضیح دقیق و تمرین باشد. مجموعه معروف ۵۰۴ واژه ضروری یکی از منابع پرکاربرد برای تقویت دایره لغات است و بسیاری از زبانآموزان از آن برای آمادگی آزمونها و بهبود مهارت خواندن استفاده میکنند.
در این مطلب از درس ۲۵ لغات ۵۰۴ به سراغ واژه Baggage میرویم؛ کلمهای که هم در معنای واقعی (چمدان و وسایل سفر) و هم در معنای استعاری کاربرد دارد.
همچنین اگر میخواهید سایر درسها را ببینید، مجموعه کامل ۵۰۴ واژه ضروری در سایت ۵۰۴kalame.com در دسترس است.
معنی و تلفظ
کلمه: Baggage
تلفظ: /ˈbæɡɪdʒ/ – بَگیج
معنی: چمدان، بار و وسایل سفر؛ (بهصورت استعاری) مشکلات یا گذشتهی ذهنی و عاطفی
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Baggage
Baggage در معنای اصلی به کیفها، چمدانها و وسایلی گفته میشود که فرد هنگام سفر با خود حمل میکند. این واژه معمولاً در فرودگاهها، ایستگاههای قطار و سفرهای بینالمللی زیاد شنیده میشود.
در معنای غیرمستقیم، baggage میتواند به «بار عاطفی» یا مشکلات گذشتهی فرد اشاره کند؛ مثلاً تجربههای تلخ یا خاطراتی که هنوز روی رفتار او تأثیر میگذارند.
این کلمه یک اسم (Noun) است.
نکات مهم درباره Baggage
تفاوت Baggage و Luggage:
هر دو تقریباً هممعنی هستند. Luggage رایجتر و رسمیتر است، در حالی که Baggage بیشتر در انگلیسی آمریکایی استفاده میشود.
کاربرد استعاری:
عبارت emotional baggage به مشکلات روحی یا گذشتهی حلنشده اشاره دارد.
کاربرد در فرودگاه:
اصطلاحاتی مانند baggage claim (محل تحویل بار) بسیار رایج هستند.
کاربردهای کلمه Baggage در جمله
مثال ۱:
Please keep your baggage with you at all times.
لطفاً وسایل خود را همیشه همراهتان نگه دارید.
مثال ۲:
His baggage was lost during the flight.
چمدان او در طول پرواز گم شد.
مثال ۳:
She carried too much emotional baggage from her past.
او بار عاطفی زیادی از گذشتهاش با خود حمل میکرد.
مثال ۴:
We had to pay extra for overweight baggage.
برای اضافهبار مجبور شدیم هزینه اضافی پرداخت کنیم.
مثال ۵:
The baggage claim area was crowded.
محل تحویل بار شلوغ بود.
مثال ۶:
He needs to let go of his emotional baggage.
او باید گذشته و مشکلات عاطفیاش را رها کند.
مثال ۷:
Each passenger is allowed two pieces of baggage.
هر مسافر مجاز به داشتن دو قطعه بار است.
مثال ۸:
Traveling light means carrying less baggage.
سبک سفر کردن یعنی بار کمتری حمل کردن.
مترادفها (Synonyms)
Luggage – چمدان و وسایل سفر
Suitcases – چمدانها
Load – بار
Burden – بار (استعاری)
متضادها (Antonyms)
Lightness – سبکی
Relief – رهایی (در معنای استعاری)
آزمون کلمه Baggage
جای خالی را با گزینه صحیح پر کنید.
- The airline lost my ______ during the trip.
a) ticket
b) baggage
c) seat
d) passport - She still carries emotional ______ from her childhood.
a) baggage
b) luggage
c) chair
d) uniform - The ______ claim is located near Exit 4.
a) baggage
b) boarding
c) parking
d) safety - We decided to travel without heavy ______.
a) responsibility
b) luggage
c) advice
d) memory - He needs to forget the past and stop carrying so much emotional ______.
a) joy
b) baggage
c) comfort
d) success - Each traveler must check in their ______ before boarding.
a) baggage
b) weather
c) schedule
d) payment - The extra ______ fee surprised many passengers.
a) baggage
b) restaurant
c) airport
d) city - She packed her ______ carefully for the long journey.
a) ideas
b) baggage
c) silence
d) homework - Emotional ______ can affect future relationships.
a) strength
b) baggage
c) talent
d) speed - We kept our ______ close while waiting at the station.
a) baggage
b) opinion
c) music
d) story
پاسخنامه آزمون
- b
- a
- a
- b
- b
- a
- a
- b
- b
- a
جمعبندی
Baggage به معنای بار و چمدان است، اما در کاربردهای پیشرفتهتر میتواند به مشکلات عاطفی و ذهنی گذشته نیز اشاره کند. یادگیری این واژه نهتنها برای موقعیتهای سفر مفید است، بلکه در درک متون روانشناسی و مکالمات روزمره نیز کاربرد زیادی دارد.


