
یادگیری واژههای ضروری زبان انگلیسی تأثیر زیادی بر درک مطلب، مکالمه و نوشتار دارد. مجموعه معروف ۵۰۴ واژه ضروری زبان انگلیسی یکی از منابع پرکاربردی است که با یادگیری آن میتوانید دایره لغات خود را بهطور چشمگیری گسترش دهید.
در این درس از درس ۲۲ لغات ۵۰۴، با واژهی Unstable آشنا میشویم. این کلمه بهمعنای «ناپایدار» یا «بیثبات» است و برای توصیف شرایط، اشخاص یا اشیایی به کار میرود که ثبات و دوام ندارند؛ یعنی ممکن است تغییر کنند، فرو بریزند یا بهراحتی دچار نوسان شوند.
معنی و تلفظ
کلمه: Unstable
تلفظ: /ʌnˈsteɪ.bəl/ – آناِستِیبِل
معنی: ناپایدار، بیثبات
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Unstable
کلمه Unstable به چیز یا شرایطی گفته میشود که از نظر فیزیکی، احساسی یا موقعیتی ثبات ندارد. مثلاً وقتی هوا یا بازار اقتصادی مرتب تغییر میکند، میگوییم the weather is unstable یا the market is unstable.
این واژه بیشتر بهصورت صفت (Adjective) استفاده میشود و معنای آن برخلاف کلمه stable (پایدار) است.
چند نکته مهم درباره “Unstable”
- در مورد افراد: برای اشاره به کسی که از نظر روحی یا احساسی ناپایدار است.
مثال: He is emotionally unstable after the accident. - در مورد شرایط یا محیط: زمانی که چیزی دائماً در حال تغییر یا بیثبات است.
مثال: The political situation is unstable right now. - در مورد اشیاء یا سازهها: زمانی که چیزی ممکن است فرو بریزد یا تعادل ندارد.
مثال: The ladder looks unstable, don’t climb it.
کاربردهای کلمه Unstable در جمله
مثال ۱:
The chair is unstable and might collapse.
صندلی ناپایدار است و ممکن است فرو بریزد.
مثال ۲:
His mental condition became unstable after the crisis.
وضعیت روحی او پس از بحران ناپایدار شد.
مثال ۳:
The stock market has been very unstable recently.
بازار سهام اخیراً بسیار بیثبات بوده است.
مثال ۴:
Because of the unstable weather, the flight was delayed.
بهدلیل هوای ناپایدار، پرواز به تأخیر افتاد.
مثال ۵:
An unstable government can cause serious problems for the country.
دولت بیثبات میتواند مشکلات جدی برای کشور ایجاد کند.
مثال ۶:
The chemical compound is too unstable to store safely.
ترکیب شیمیایی بیش از حد ناپایدار است و نمیتوان آن را با خیال راحت ذخیره کرد.
مثال ۷:
The child’s mood was unstable after hearing the bad news.
خلقوخوی کودک پس از شنیدن خبر بد ناپایدار شد.
مترادفها (Synonyms)
- Insecure – ناایمن، بیثبات
- Unsteady – لرزان، ناپایدار
- Changeable – متغیر
- Unbalanced – نامتعادل
- Fluctuating – متغیر و نوساندار
متضادها (Antonyms)
- Stable – پایدار
- Steady – ثابت
- Balanced – متعادل
- Secure – امن و باثبات
آزمون کلمه Unstable
جای خالی را با گزینهی صحیح پر کنید:
- The weather has been very ______ this week, changing from hot to cold every day.
a) stable
b) unstable
c) calm
d) dry - After the argument, their relationship became ______.
a) strong
b) unstable
c) peaceful
d) lasting - The bridge looks ______; it might collapse in strong wind.
a) steady
b) unstable
c) heavy
d) wide - The doctor said the patient’s condition is still ______.
a) unstable
b) healthy
c) relaxed
d) mild - Political situations in some countries are often ______.
a) firm
b) stable
c) unstable
d) steady - His behavior has become ______ since he lost his job.
a) predictable
b) unstable
c) patient
d) relaxed - The table was ______ because one leg was shorter than the others.
a) balanced
b) unstable
c) fixed
d) heavy - The company’s finances are ______ due to poor management.
a) unstable
b) successful
c) organized
d) wealthy - The airplane experienced turbulence because of the ______ air.
a) unstable
b) fresh
c) dry
d) clean - The chemical reaction became dangerous when the mixture turned ______.
a) cold
b) unstable
c) safe
d) calm
پاسخنامه آزمون
- b
- b
- b
- a
- c
- b
- b
- a
- a
- b
جمعبندی
کلمه Unstable بهمعنای ناپایدار یا بیثبات است و در موقعیتهای مختلفی مانند شرایط روحی، وضعیت سیاسی، آبوهوا، یا حتی اشیای فیزیکی به کار میرود. درک درست این واژه به شما کمک میکند تا در بیان وضعیتهای متغیر یا نامطمئن بهصورت دقیقتر و طبیعیتر صحبت کنید. یادگیری آن از درس ۲۲ مجموعهی ۵۰۴ برای زبانآموزانی که به دنبال تقویت درک واژگان پیشرفته هستند، بسیار کاربردی است.


