
یادگیری واژههای ضروری زبان انگلیسی بخش مهمی از مسیر تسلط بر زبان است، بهویژه برای افرادی که قصد دارند در زمینههای حرفهای یا تحصیلی از زبان استفاده کنند. یکی از منابع محبوب و مؤثر برای افزایش دایره لغات، مجموعهی ۵۰۴ واژه ضروری زبان انگلیسی است که با آموزش هدفمند، زبانآموز را با پرکاربردترین کلمات انگلیسی آشنا میکند.
در این درس از درس ۲۲ لغات ۵۰۴، با کلمهی Warden آشنا میشویم؛ واژهای که بیشتر در محیطهای قانونی، اداری یا نگهبانی کاربرد دارد و درک آن برای فهم متون رسمی و داستانی بسیار مفید است.
معنی و تلفظ
کلمه: Warden
تلفظ: /ˈwɔːr.dən/ – وُردِن
معنی: سرپرست، نگهبان، رئیس زندان، مسئول
📋 پاسخنامه آزمون
همه این کلمات از کتاب معروف ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی هستند. این واژهها جزو پرتکرارترین لغات زبان انگلیسیاند، طوری که اگر به آنها مسلط باشید، تقریباً نیازی به کلاس زبان نخواهید داشت!
مشاهده درس اول ۵۰۴تعریف کلمه Warden
کلمهی Warden به فردی اشاره دارد که مسئولیت نظارت یا ادارهی مکانی را بر عهده دارد. این مکان ممکن است یک زندان، خوابگاه، مدرسه یا منطقهی حفاظتشده باشد.
در موقعیتهای مختلف، این واژه میتواند بهصورتهای زیر معنا دهد:
- در زندان: رئیس یا مدیر زندان
- در خوابگاه یا مدرسه: سرپرست یا مسئول
- در پارک یا منطقه حفاظتشده: مأمور حفاظت از محیط زیست یا حیوانات
این کلمه فقط به عنوان اسم (Noun) در جمله استفاده میشود.
چند نکته مهم دربارهی “Warden”
- واژهی Warden اغلب برای مقامهایی به کار میرود که مسئول حفظ نظم، ایمنی یا قوانین در محیطی خاص هستند.
- در انگلیسی بریتیش، گاهی برای نگهبانان پارکها یا دانشگاهها نیز استفاده میشود.
- در انگلیسی آمریکایی، رایجترین کاربرد آن در زمینهی زندانهاست.
کاربردهای کلمه Warden در جمله
مثال ۱:
The warden inspected the prison cells every morning.
سرپرست زندان هر صبح سلولها را بازرسی میکرد.
مثال ۲:
The park warden warned visitors not to feed the animals.
نگهبان پارک به بازدیدکنندگان هشدار داد که حیوانات را غذا ندهند.
مثال ۳:
The dormitory warden helped the new students find their rooms.
سرپرست خوابگاه به دانشجویان جدید کمک کرد اتاقهایشان را پیدا کنند.
مثال ۴:
The warden was responsible for the safety of all inmates.
رئیس زندان مسئول امنیت همهی زندانیان بود.
مثال ۵:
A forest warden protects trees and wildlife from illegal hunting.
نگهبان جنگل از درختان و حیاتوحش در برابر شکار غیرقانونی محافظت میکند.
مترادفها (Synonyms)
- Guardian – نگهبان، محافظ
- Supervisor – ناظر، سرپرست
- Keeper – مراقب، محافظ
- Head – رئیس، مدیر
متضادها (Antonyms)
- Prisoner – زندانی
- Subordinate – زیردست
- Visitor – بازدیدکننده
آزمون کلمه Warden
جای خالی را با گزینهی صحیح پر کنید.
- The ______ of the prison ensures that all rules are followed.
a) prisoner
b) warden
c) visitor
d) guard - A forest ______ is responsible for protecting wildlife.
a) warden
b) prisoner
c) employee
d) hunter - The students reported the issue to the dormitory ______.
a) teacher
b) cleaner
c) warden
d) student - The ______ checked every cell before the lights went out.
a) warden
b) cook
c) guest
d) officer - The ______ warned people not to litter in the park.
a) player
b) warden
c) reporter
d) citizen - The new ______ was very strict about the prison’s safety rules.
a) visitor
b) teacher
c) warden
d) nurse - The ______ helped maintain peace among the prisoners.
a) guard
b) chef
c) warden
d) officer - Every ______ in the forest must have a license to monitor the area.
a) student
b) warden
c) farmer
d) volunteer - The ______ called the police when he saw illegal hunting in the park.
a) worker
b) warden
c) cleaner
d) driver - The ______ of the dorm reminded students about quiet hours.
a) warden
b) teacher
c) janitor
d) neighbor
پاسخنامه آزمون
- b) warden
- a) warden
- c) warden
- a) warden
- b) warden
- c) warden
- c) warden
- b) warden
- b) warden
- a) warden
جمعبندی
کلمهی Warden به معنی سرپرست یا نگهبان است و معمولاً برای افرادی به کار میرود که مسئول حفظ نظم، امنیت یا مدیریت در مکانی خاص مانند زندان، خوابگاه یا پارک هستند. این واژه یکی از کلمات مهم درس ۲۲ لغات ۵۰۴ است و دانستن آن برای درک متون رسمی، داستانی و حتی فیلمها بسیار ضروری است.


